۸ مطلب با موضوع «نهج البلاغه» ثبت شده است

بیم و امید و نامه 27 نهج البلاغه

یکی از وزرا پیش ذوالنون مصری رفت و همت خواست که روز و شب به خدمت سلطان مشغولم و به خیرش امیدوار و از عقوبتش ترسان ذوالنّون بگریست و گفت اگر من خدای را عزّوجلّ چنین پرستیدمی که تو سلطان را از جمله صدّیقان بودمی.

گلستان سعدی.



متن از اینجا گرفته شده است.


۰۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۱:۲۹ ۲ نظر
احمد احمدی

با نهج البلاغه 3

  ره آورد پرهیزگاری

ای بندگان خدا! شما را به پرهیزکاری سفارش می کنم، که حقّ خداوند بر شماست، و نیز موجب حقّ شما بر پروردگار است. از خدا برای پرهیزکاری یاری بخواهید، و برای انجام دستورات خدا از تقوا یاری جویید، زیرا تقوا، امروز سپر بلا، و فردا راه رسیدن به بهشت است؛ راه تقوا روشن، و روندۀ آن بهره مند، و امانتدارش خدا، که حافظ آن خواهد بود. تقوا همواره خود را بر امّت های گذشته «و حال» عرضه کرده و بر آینده نیز عرضه می کند، زیرا فردای قیامت، همه به آن نیازمندند. آنگاه که در قیامت آفریده ها را گِرد می آورد و آنچه داده است باز پس می گیرد و دربارۀ همۀ نعمت ها می پرسد، پس چه اندکند آنها که تقوا را برگزیدند و بار آن را بدرستی بر دوش کشیدند. آری! پرهیزکاران تعدادشان اندک است و شایستۀ ستایش خداوند سبحان که فرمود « بندگان سپاسگزار من اندکند» (سوره سبا آیه 12)

پس گوش جان را به ندای تقوا بسپارید، و برای بدست آوردن آن تلاش کنید.

تقوا را به جای آنچه از دست رفته به دست آورید و عوض هر کار مخالفی که مرتکب شده اید انتخاب کنید. با تقوا خواب خود را به بیداری تبدیل، و روزتان را با آن سپری کنید، دل های خود را با تقوا زنده کنید، و گناهان خود را با آن شستشو دهید. بیماری های روان و جان خود را با تقوا درمان، و خود را آمادۀ سفر آخرت گردانید، از تباه کنندگان تقوا عبرت گیرید و خود عبرتِ پرهیزکاران نشوید. آگاه باشید! تقوا را حفظ کنید و خویشتن را با تقوا حفظ نمایید.

بخشی از خطبه 191 نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی

۱۳ تیر ۹۲ ، ۰۹:۴۰ ۰ نظر
احمد احمدی

با نهج البلاغه 2

ضرورت کنترل زبان

سپس مواظب باشید که اخلاق نیکو را درهم نشکنید و به رفتار ناپسند مبدّل نسازید. زبان و دل را هماهنگ کنید. انسان باید زبانش را حفظ کند، زیرا همانا این زبان سرکش، صاحب خود را به هلاکت می اندازد. به خدا سوگند! پرهیزکاری را ندیده ام که تقوا برای او سودمند باشد مگر آن که زبان خویش را حفظ کرده بود، و همانا زبان مؤمن در پسِ قلب او، و قلب منافق از پس زبان اوست.

زیرا مؤمن هرگاه بخواهد سخنی گوید، نخست می اندیشد، اگر نیک بود اظهار می دارد، و چنانچه ناپسند بود، پنهانش می کند، در حالی که منافق آنچه بر زبانش آمد می گوید، و نمی داند چه به سود او، و چه حرفی بر ضرر اوست؟ و پیامبر اسلام (ص) فرمود: «ایمان بنده ای استوار نگردد تا دل او استوار شود، و دل استوار نشود تا زبان استوار گردد.»

پس هرکس از شما بتواند خدا را در حالی ملاقات کند که دستش از خون و اموال مسلمانان پاک، و زبانش از عِرض و آبروی مردم سالم ماند، چنین کند.

بخشی از خطبه 176 نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی

۱۳ تیر ۹۲ ، ۰۹:۳۹ ۰ نظر
احمد احمدی

با نهج البلاغه

اما بعد، گاه آدمی را شاد می کند دست یافتن بر آنچه از دست او رفتنی نبود(1)، و ناخشنودش می سازد از دست شدن آنچه او را به دست آمدنی نبود.

پس شاد باش بدانچه از آخرتت بدست آورده ای و اندوهناک باش برآنچه از دست داده ای. بدانچه از دنیا به دست آری فراوان شادمان مباش و بدانچه از دست داده ای ناشکیبا و نالان. تو را در بندِ آن باید که پس از مرگ شاید.

پی نوشت:

1)      آنچه به آدمی می رسد و یا بر آن دست نمی یابد، مقدّر است، و چنان خواهد شد. پس شادی بر دست یافتن و ناشادی به از دست شدن، سودی ندارد.

نامه 22 نهج البلاغه، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی

۱۰ خرداد ۹۲ ، ۰۹:۳۸ ۰ نظر
احمد احمدی

خردمند

و دل مرد خردمند را دیده ای است که بدان پایان کار خویش نگرد، و به ژرفی و بلندی آن راه بَرد. دعوت کننده ای (1) خواند و امیری حکومت راند(2) .پس دعوت کننده را پاسخ دهید و فرمانروا را فرمان برید!

......

ما خاصگان(3)، و یاران، و گنجورانِ نبوّت، و درهای رسالتیم. در خانه ها جز از درهای آن نتوان در شد، و آن که جز از در، به خانه درآمد به دزدی سمر(4) شد.

......

آن که به چشمِ دل نگرَد، و با دیدۀ درون کار کند آغاز کارش آن است که بداند آنچه کند به سود اوست یا بر او زیان است؛ اگر به سود اوست پی آن رود، و اگر به زیان اوست بازایستد. چه، آن که نادانسته کاری کند، مانند کسی است که به بیراهه رود. هر چه در آن راه پیش رانَد، از مقصود خود دورتر مانَد؛ و آن که از روی دانش کنندۀ کار است، همچون رونده در راهِ آشکار است. پس نگرنده باید بپاید(7) که پیش می رود یا پس می آید.

......

و بدان! هر کرده ای چون میوه ای است که از گیاهی رسته است، و هیچ گیاه را از آب بی نیازی نیست؛ و آبها گونه گون بوَد. آنچه آبیاری اش نیکو، درختش نیکو و میوه اش شیرین است؛ و آنچه آبیاری اش پلید، درختش پلید و میوه اش تلخ است.

پی نوشت ها:

1.پیامبر(ص)

2.امام علیه السلام

3.تحت الفظی، پیراهن که به تن چسبد.

4.مشهور

7.بپاید: بنگرد

بخش هایی از خطبه 154 نهج البلاغه، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی
۰۲ خرداد ۹۲ ، ۰۹:۳۷ ۰ نظر
احمد احمدی

زندگانی و توفیق

«و عمری که چون توشه پایان پذیرد، زندگانی به شمار نیاید و روزگاری که چون پیمودن راه به سرآید، دیر نپاید. آنچه را خدا بر شما واجب کرده مطلوب خود شمارید؛ و توفیق گزاردن حقی را که از شما خواسته، هم از او چشم دارید.....

در واگذاشتن آخرت و دوستی دنیا یکدلید، و هر یک از شما دین را بر سر زبان دارید. چنان از این کار خشنودید که کارگری کار خود را پایان آورده، و دوستی خداوند خویش را حاصل کرده.»

ترجمه بخش هایی از خطبه 113 نهج البلاغه، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی

۰۷ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۳:۳۴ ۰ نظر
احمد احمدی

حکمت 150

مردم صالح را دوست می دارد ولی عمل آنان را به جای نمی آورد و گناهکاران را دشمن می دارد و خود یکی از آنان است.

بخشی از حکمت 150 نهج البلاغه
۲۰ آذر ۹۱ ، ۱۳:۰۸ ۰ نظر
احمد احمدی

هدف

و روایت شده است که اندک اتفاق می افتاد که آنحضرت (ع) بر منبر می نشستند بدون این که در مقدمه خطبه بفرمایند: ای مردم، به خدا تقوا بورزید و هیچ کسی بیهوده آفریده نشده است تا بازی کند و بی اصل و تکلیف هم رها نشده است تا به زندگی بی فایده بپردازد....

بخشی از حکمت 370 نهج البلاغه

۰۲ آذر ۹۱ ، ۱۲:۰۵ ۰ نظر
احمد احمدی