امشب به همراه دوست عزیزی رفته بودم بیرون. داستان عاشقانه گی یکی از هم دانشگاهی هایش را برایم تعریف می کرد. قصه ای پر غصه، با پایانی تلخ بود. دوستم نتیجه گیری های جالبی از موضوع داشت؛ نتیجه گیری هایی هوشمندانه!


قصه، که واقعا مثل حوادث یک فیلم سینمایی بود (به دوستم گفتم باید هفت هزار تومن بهت پرداخت کنم؛ معادل بلیط سینما تو شهرمون!) من را یاد این بیت از جناب سعدی انداخت:


گویند مگو سعدی؛ چندان سخن از عشقش

می گویم و بعد از من؛ گویند به دوران ها