همیشه وجود درد حاکی از سلامتیِ بخشی از سیستم است؛ بخش پیام رسانی، بخش انتقال پیامِ درد. منظورم از درد در جمله اول، دردی است که سیستم آن را حس کند؛ وقتی این درد توسط سیستم حس شد، آن گاه می توانیم دریابیم که بخش انتقال پیام درد در سلامتی به سر می برد. ولی وای و هیهات از آن روزی که این بخش دچار اختلال شود، یا اصلا چنین قستمی در کل سیستم تعبیه نشده باشد. آن وقت ممکن است مری و معده و روده ها و کل سیستم گوارش به فنا رفته باشند و فرد همچنان با حرص و ولع و اشتهای تمام به خوردن مشغول باشد؛ و نداند که باید به فکر اصلاح یا تغییر اساسی سیستم باشد؛ اینجا است که به قول شاعر علاجش آتش است. پس همین که حس می کنید درد را، جای بسی شکر دارد، چون که می بینیم افرادی که سر تاسر وجودشان درد و عفونت است و اصلا انگار نه انگار، و به تعبیر قرآن احساس می کنند: یحسنون صنعاً.